خیلی وقت بود ننوشتم، که دلیلش رو همه میدونین!! بزرگترین ضربه رو ما قشر آی تی خوردیم چه روحی چه مالی و کل انرژیمون رو گرفت و باید بازنگری بکنیم روی تمام پلنهای آینده زندگیمون.
نیومدم راجب این چیزا صحبت کنم اومدم مثل همیشه فقط افکار مغزم رو بریزم روی این صفحه سفید تا سرم سبکتر شود تا همه چیز واسم شفاف و واضحتر بشود و بتونم بهتر درک بکنم بهتر بشناسم و مهمتر همه یادبگیرم و رشد کنم.
در این چند ماه گذشته به نظر من یک انقلاب درونی بود یک کلاس درس فشرده که باید یاد میگرفتیم. خیلیهای سعی کردن و این انقلاب رو در درون خودشون آغاز کردن و واسم جای خوشحالی دارد. خود من هم خیلی چیزا یاد گرفتم شناختم بهتر شد.
اگر بخواهم مهمترین آموختههای ماههای گذشتهام رو به شما هم بگم به نظرم این موارد هستند:
- همیشه همیشه بهترین حالت، حالت وسط و بدترین حالت رو در نظر داشته باش و واسه هر کدوم برنامه داشته باش
- به انسانها توجه نکن به حرفها و اعمالشون توجه کن
- به اون چیزی که باور داری درسته با تمام انرژی و تلاشت برو سراغش بدون هیچ فکری چون قبلش فکرات و کردی که به این باور رسیدی
- گفتم باور! چه دلتون بخواد چه نخواد همه اعمال شما و اتفاقات و رفتارتان بر پایه باور هست. باور چیزی نیست به زبان میآوری خیلی خیلی عمیقتر از این حرفهاست. به یک خودشناسی خیلی عمیق نیاز دارد شناخت باورهایی که داریم و باز هم بعضی از باورها ریشه طولانی در کودکی دارند که هر کاری هم بکنیم شاید متوجهشان نشویم و دارند به ما ضربههای بزرگی در کل زندگیمان میزنند.
- یک جمله زیبا در کتاب باشگاه ۵ صبحی ها نوشته بود که هر چی حین تمرین عرق بیشتری بریزی در زمان جنگ خون کمتری میریزی. حسابی بهش فکر کن خیلی جمله عمیقی هست.
شاید خیلی درسهای مهمتری گرفتم که فعلا یادم نمیاد یا کلا نمیدونم ولی دارم در عمل ازشون استفاده میکنم فعلا همینها به نظرم خیلی موارد مهمی بودن و برای انقلاب درونی من تاثیر گذار.
نمیخواهم خیلی طولانی بنویسم، به تازگی دوباره روتین و کارهای روزانه و تمرکز روی رشد پیشرفت شخصی و کاری شروع کردم. در پستهای بعدی از تجربیاتم تو این زمینه سعی میکنم بنویسم.